آسیب ها و کاستی های نظام ارزشیابی آموزشی
به نام خدا
آسیب ها و کاستی های نظام ارزشیابی آموزشی
چکیده
این مقاله با هدف تشریح آسیب ها و کاستی های نظام ارزشیابی آموزشی ارائه شده است. نگارش این مقاله به شیوه ی مروری بوده و در ابتدا برخی تعاریف ارزشیابی از دیدگاه صاحب نظران، اهداف و جایگاه آن در آموزش و پرورش بیان شده است و پس از آن موانع موجود در نظام ارزشیابی و راه کارهایی جهت رفع آنها ارائه شده است.
کلید واژه: کاستی های ارزشیابی، نظام ارزشیابی، ارزشیابی آموزشی.
Abstract
This essay has tried to explain educational evaluation system's weaknesses and damages. This is a reviewing essay. First, evaluation, goals and its importance in educational system, then obstacles in evaluation system and ways to eliminate them have been explained.
Keywords: Evaluation Weaknesses, Evaluation System, Educational Evaluation
مقدمه
عناصر و مقوله هایی که در حوزه ی برنامه ریزی و نظام آموزشی مورد بحث و بررسی قرار می گیرند، بسیار متنوع هستند. بعضی از این عناصر مانند اهداف، وسایل و روش های برنامه ریزی آموزشی آن چنان دارای اهمیت هستند که بسیاری از دست اندرکاران حوزه ی نظام آموزشی بارها به مطالعه ی آنها پرداخته اند و نتایج بررسی های خود را در قالب مقالات و کتاب های گوناگون به چاپ رسانده اند. در کنار تمامی این عناصر، مقوله ای به نام ارزشیابی مطرح می شود که هم در برنامه ریزی آموزشی و هم در برنامه ریزی درسی حائز اهمیت است. هدف عمده ی ارزشیابی در نظام آموزش و پرورش این است که مشخص نماید آیا دانش آموزان به اهداف محتوای درسی رسیده اند؟ آیا برنامه ی آموزشی به شکل مطلوب اجرا شده است؟ آیا برنامه دارای نقاط ضعف است و به تغییر و اصلاح نیاز دارد یا این که سراسر نقاط قوت است و باید آن را به همان صورت حفظ و اجرا نمود؟
در نظام آموزشی، ارزشیابی از موضوعات گوناگون موجود در آموزش و پرورش مانند ارزشیابی از معلمان، دانش آموزان، محتوای دروس، مواد آموزشی، فرایند یاددهی- یادگیری و بسیاری از موارد دیگر به اشکال مختلف انجام می شود. با توجه به نو بودن موضوع ارزشیابی آموزشی، چندی از تعاریف و اهداف و کارکردهای آن در نظام آموزشی ارائه می شوند. بیان این تعاریف، لزوم توجه به جایگاه و اهمیت ارزشیابی را در نهاد آموزش و پرورش بیش از پیش مشخص می نماید. در ادامه آسیب ها و موانع موجود بر سر راه ارزشیابی و پیشنهاداتی به منظور از میان برداشتن یا حداقل کاهش آن ها بیان خواهد شد.
تاریخچه و تعریف ارزشیابی
از گذشته های بسیار دور تا کنون به شیوه های مختلف از امتحان و ارزشیابی استفاده شده است. بر اساس اسناد و مدارک موجود، حکام چینی حدود 4000سال قبل از امتحان به منظور گزینش کارکنان خود استفاده می کرده اند. در ایران هم تعلیم و تربیت ابتدا در مساجد و مکتب خانه ها انجام می شد، ولی به تدریج کار آموزش و ارزشیابی به مدارس انتقال یافت و از حالت فردی و شفاهی خارج شد و به شکل امروزی آن یعنی به صورت امتحانات کتبی و گروهی در آمد.
تا سال 1930 میلادی ارزشیابی تنها از متغییرهای قابل مشاهده و اندازه گیری و بر اساس عملکرد تحصیلی دانش آموزان صورت می گرفت؛ یعنی ملاک موفقیت برنامه ی آموزشی از طریق نمره ای که دانش آموزان در امتحان کسب می کردند، مشخص می شد.
بین سال های 1930 تا 1945 رالف تایلر[1] اظهار نمود که باید میزان موفقیت یا شکست برنامه ی آموزشی را با توجه به میزان دستیابی دانش آموزان به اهداف تعیین شده در برنامه مشخص نمود. تایلر معتقد بود که در اثر اجرای برنامه ی آموزشی باید تغییراتی در رفتار یادگیرندگان شرکت کننده در برنامه به وجود آید؛ لذا او قبل از اجرای ارزشیابی به بیان صریح اهداف آموزشی برنامه می پرداخت و از میان شیوه های گوناگون ارزشیابی، ارزشیابی تراکمی[2] یا پایانی[3] ( انجام ارزشیابی در پایان اجرای برنامه ی آموزشی ) را مورد تأکید و توجه قرار می داد.
تحقیقات و مطالعات در زمینه ی ارزشیابی بعد از تایلر هم ادامه یافت تا این که سرانجام در نیمه ی دوم دهه ی 1970 ارزشیابی آموزشی به عنوان رشته ی تخصصی جدید و مستقل مورد توجه قرار گرفت. از آن جا که در زمینه ی ارزشیابی آموزشی مطالعات بسیاری انجام شده است و صاحب نظران زیادی در این مورد به تحقیق پرداخته اند، در نتیجه تعاریف متعددی هم در خصوص ارزشیابی ارائه شده است.
در فرهنگ لغت لانگ من[4] واژه ی ارزشیابی به معنای " محاسبه ی ارزش چیزی " به کار رفته است. در فرهنگ های لغت فارسی مانند دهخدا و معین واژه ی ارزشیابی تعریف نشده است و به جای آن واژه ی ارزیابی به معنای " عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز " آمده است.
کرانباخ[5] ارزشیابی را " جمع آوری و استفاده از اطلاعات برای تصمیم گیری درباره ی برنامه های آموزشی " می داند. ( قورچیان، __ ، ص 118 )
استافل بیم[6] در سال 1971 ارزشیابی را چنین تعریف کرد: " ارزشیابی عبارت است از فرایند تعیین کردن، به دست آوردن و فراهم ساختن اطلاعات توصیفی و قضاوتی در مورد ارزش و مطلوبیت هدف ها، طرح، اجرا و نتایج به منظور هدایت تصمیم گیری، خدمت به نیازهای پاسخ گویی و درک بیشتر از پدیده های مورد بررسی." ( کیا منش، 1367 ، ص 80 )
استافل بیم بر اساس همین تعریف، الگوی ارزشیابی سیپ را مطرح کرد.
بیبای[7] ارزشیابی را " جمع آوری و تفسیر نظام دار شواهدی می داند که به قضاوت ارزشی با عنایت به عملی منجر می گردد. " ( همان منبع )
تعاریف از ارزشیابی آموزشی بسیارند، ولی می توان به طور خلاصه ارزشیابی را یک فرایند نظام دار برای جمع آوری، تحلیل، تفسیر اطلاعات دانست. در بیشتر این تعاریف سه مورد مشترک مشاهده می شود:
1.گردآوری اطلاعات 2. تحلیل اطلاعات 3. تصمیم گیری و قضاوت.
مفهوم آموزش و پرورش
بینش جوامع مختلف نسبت به انسان کامل با یکدیگر تفاوت دارد؛ لذا هر جامعه در تعریف نهاد آموزش و پرورش خود بر جنبه ی خاصی تأکید دارد. برای مثال بعضی روی نیازهای پرورشی افراد، برخی روی جنبه ی آموزشی و بعضی هم بر هدف های اجتماعی تأکید می کنند. بر همین اساس همچون ارزشیابی، تعاریف از آموزش و پرورش هم متنوع می باشند.
" آموزش و پرورش فعالیتی است مداوم، جامع و برای همه، برای رشد و تکامل انسان، غنای فرهنگ و تعالی جامعه." ( فیوضات، 1388 ، ص 20 )
"آموزش و پرورش عبارت است از سرمایه گذاری انسانی و مادی و سازماندهی و برنامه ریزی نسل بالغ و فعال جامعه به منظور آماده ساختن نسل کودک و نوجوان برای اداره ی فردای جامعه." ( حاضری و حداد عادل، 1367 ، ص 146 )
تعریف دیگر این چنین است:" آموزش و پرورش، انتقال سنت ها و آداب و رفتار و مهارت و فرهنگ یک جامعه به افراد و اعضای جوان تر است. " ( همان منبع )
از بعد اقتصادی هم آموزش و پرورش را چنین تعریف کرده اند: " آموزش و پرورش فرایندی نظام دار است که به قصد رشد انسان به تولید دانش می پردازد." ( متوسلی و آهنچیان، 1386 ، ص 22 )
با توجه به این تعاریف مشخص می شود که آموزش و پرورش بر بخش های مختلف جامعه مانند اقتصاد، فرهنگ، سیاست و . . . تأثیر می گذارد و باید این تأثیر مثبت باشد تا جامعه را در مسیر رشد و ترقی به پیش برد. بنابراین ارزشیابی از بخش های مختلف آموزش و پرورش امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، زیرا نتایج حاصل از ارزشیابی مشخص می سازد که تا چه حد به اهداف برنامه ی آموزشی رسیده ایم و آیا برنامه نیاز به تغییر و اصلاح دارد یا خیر.
علاوه بر تعریف آموزش و پرورش، دست اندرکاران این نظام به تعریف جامعی از نظام آموزشی نیز پرداخته اند که بدین قرار است:" نظام آموزشی یک مجموعه ی پیچیده است که در آن اجزای متشکله و زیر نظام ها به گونه ای سازمان یافته است تا در اثر تعامل مداوم، هدف های از پیش تعیین شده را تحقق بخشد. " ( مشایخ، 1388 ، ص 37 )
نقش ارزشیابی آموزشی
نظام آموزشی از جمله نظام های هر کشور است که در آن بیشترین میزان ارتباط میان افراد وجود دارد. در این نظام افراد بسیاری به عنوان کارمند مشغول به کارند و عده ی زیادی نیز به عنوان دانش آموز به علم آموزی مشغولند. همچنین نتایج به دست آمده از اجرای برنامه های این نظام بیشترین تأثیر را در بخش های مختلف جامعه بر جای می گذارد. پس لازم است به منظور برآورد کیفیت اقدامات و نتایج این نظام، فعالیت هایش مورد ارزشیابی قرار بگیرد.
از ارزشیابی آموزشی به طور عمده در سه مرحله استفاده می شود. مرحله ی اول قضاوت درباره ی نیازهاست که در ابتدای فعالیت آموزشی صورت می گیرد و به آن " سنجش نیازها[8] " یا ارزشیابی تشخیصی[9] گفته می شود. پس از آن که نیازها مشخص شدند، طراحی و برنامه ریزی برای نظام آموزشی صورت می گیرد و امور سازماندهی شده اجرا می گردند. در این مرحله ارزیابی تکوینی انجام می شود که چگونگی انجام فعالیت های آموزشی و در صورت لزوم تغییر جهت آنها را مشخص می نماید. مرحله ی سوم، ارزیابی پایانی نامیده می شود که در تعیین بازده ی فعالیت های آموزشی نقش دارد و زمانی که اجرای فعالیت های آموزشی به پایان برسد، صورت می گیرد. ( بازرگان، 1389 )
اهداف ارزشیابی آموزشی
اندیشمندان حوزه ی علوم تربیتی، ارزشیابی را وسیله ای برای رسیدن به اهداف ذیل می دانند:
1. موجب شناسایی توانایی و موقعیت های علمی دانش آموزان می شود و می توان بر اساس آن برای سایر فعالیت های آموزشی تصمیم گیری نمود.
2. به معلمان کمک می کند تا در فرایند تدریس با اهداف آموزشی آشنا شوند.
3. موجب بهبود و اصلاح فعالیت های آموزشی می شود.
4. موجب شناخت نقاط ضعف دانش آموزان در فرایند یادگیری و رفع آن ها می شود.
5. در دانش آموزان میل و رغبت و عادات صحیح آموزشی را ایجاد می کند.
6. موجب ارتقای سطح آموزشی دانش آموزان می شود.
آسیب های نظام ارزشیابی فعلی و راه کارهایی جهت رفع آنها
آسیب های نظام ارزشیابی فعلی و ارائه ی راه کارهایی برای مقابله با آنها علی رغم اهمیت ویژه ای که ارزشیابی در نظام آموزشی دارد، اما اغلب در آموزش و پرورش و مدارس مورد غفلت قرار می گیرد. به عبارت دیگر، معلمان و دیگر دست اندرکاران امر آموزش و پرورش آن چنان که باید به آن بها نمی دهند و با توجه صرف به امتحانات پایانی و کمیت امتحانات آن را به اتمام می رسانند و در نهایت عددی را میان صفر تا بیست به عنوان نتیجه ی ارزشیابی ارائه می کنند. این مسأله خود باعث بروز مشکلات فراوانی در نظام آموزشی می شود. تلاش برای کسب حداکثر نمره در چنین آزمون هایی همواره سبب بروز آشفتگی و اضطراب برای دانش آموزان و خانواده های آنها می شود.
از دیگر آسیب های چنین نظام ارزشیابی تأکید بیش از حد بر حفظ مطالب به جای درک مفاهیم، ایجاد وحشت از امتحان و از بین رفتن لذت یادگیری، تمرکز معلم در تدریس بر یاد دادن چیزی که از آن امتحان گرفته می شود نه آن چیزی که ارزش یادگیری دارد، ایجاد زمینه برای تربیت افرادی متقلب، ریاکار و حسود و برجسته کردن نقش دانش آموز در فرایند یادگیری بدون توجه به تفاوت های فردی آنها می باشد.
کشور ما یکی از جوامعی است که از نظام ارزشیابی نمره ای صفر تا بیست استفاده می کند. از این روست که تمامی مشکلات مذکور در نظام آموزشی ما وجود دارند. علاوه بر این ها، کسب نمره ی بیست نمی تواند متضمن این حقیقت باشد که به طور حتم دانش آموزانی که نمره ی کمتری کسب کرده اند، از معلومات و مهارت های کمتری برخوردارند، زیرا بسیاری از دانش آموزانی که نمره ی بیست می گیرند، پشتوانه ی علمی لازم را ندارند و تنها به خاطر توانایی خوب به یاد سپردن مطالب، می توانند در امتحانات این نمره را کسب کنند.
بنابراین چند سالی است که در کشورمان در مقطع ابتدایی از ارزشیابی توصیفی استفاده می شود. این شیوه ی ارزشیابی می کوشد تا دانش آموزان در مدرسه با شادابی و به دور از هر گونه اضطراب و استرسی مطالب درسی را بیاموزند و به جای توجه ی بیش از حد به آزمون های پایانی و نمره، در طول سال تحصیلی به جریان یاددهی- یادگیری توجه کنند.
البته اجرای ارزشیابی توصیفی نیز در کشور ما با موانع و کاستی هایی همراه است. اجرای ارزشیابی توصیفی نیازمند آن است که به آن همراه با مجموعه ی عناصر آموزشی و فعالیت های فوق برنامه ی مدرسه توجه شود. به عبارت دیگر، اگر می خواهیم در نظام آموزشی خود از ارزشیابی توصیفی استفاده کنیم باید در اهداف آموزشی و محتوای برنامه ی درسی تغییراتی بدهیم که با این نوع ارزشیابی هماهنگ باشند و همچنین معلمان و والدین را نیز با این شیوه به طور کامل آشنا نماییم. پس صرف ارزشیابی از طریق عبارات کیفی مانند در حد انتظار، نزدیک به انتظار و نیازمند تلاش بیشتر در کارنامه، ارزشیابی توصیفی محسوب نمی شود.
ارزشیابی انواع گوناگون و بسیاری دارد، ولی یکی از پرکاربردترین آنها ارزشیابی مستمر است که در فرایند یاددهی- یادگیری نقشی اساسی دارد و به بهبود و رفع مشکلات نظام آموزشی کمک شایانی می کند. این نوع ارزشیابی در افزایش کیفیت و اثربخشی آموخته ها، کاهش اضطراب ناشی از امتحانات پایانی و توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان نیز مؤثر است.
ساختار ارزشیابی مستمر نیز به طور معمول با موانع و مشکلاتی رو به روست. بعضی از مشکلات این نوع ارزشیابی در آموزش و پرورش کشورمان عبارتند از: نبود فرهنگ ارزشیابی مستمر، توجه زیاد به ارزشیابی پایانی، حجم زیاد درس ها، زیاد بودن جمعیت کلاس ها، کمبود امکانات و فضای آموزشی، نبود تناسب میان تشکیلات و آیین نامه های ارزشیابی با شیوه های نوین ارزشیابی، نبود دوره های آموزش ضمن خدمت برای معلمان در زمینه ی ارزشیابی، توجه به کمیت و بی توجهی به کیفیت.
به منظور رفع مشکلات و موانع مذکور راه کارهایی از سوی محققان حوزه ی آموزش و پرورش ارائه شده است که می توان از طریق برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت تغییر و تحولی بنیادین را در نظام ارزشیابی مستمر ایجاد کرد. بعضی از راه کارهای پیشنهادی عبارتند از: ایجاد فرهنگ ارزشیابی و ارزشیابی مستمر در معلمان، کاهش اعتبار و اهمیت ارزشیابی پایانی، کاهش حجم درس ها در طی برنامه ریزی های درسی، رعایت استانداردها در زمینه ی جمعیت کلاس ها، فراهم آوردن امکانات و فضای لازم برای برگزاری ارزشیابی مستمر، تغییر آیین نامه های ارزشیابی آموزشی با تأکید بر ارزشیابی مستمر، برگزاری آموزش های ضمن خدمت برای معلمان در زمینه ی ارزشیابی مستمر، تأکید بر کیفیت و اثربخشی فرایند یاددهی- یادگیری به جای توجه به کمیت و نمره.
به طور کلی آسیب ها و کاستی های موجود در نظام ارزشیابی فعلی را می توان به صورت زیر بر شمرد:
1. عدم توجه به فرآيندهاي ياددهي- يادگيري در حين تدريس
2. ناهماهنگي بين ارزشيابي مستمر و پاياني
3. داشتن انتظاري فراتر از توان دانش آموزان و عدم توجه به تفاوت هاي فردي
4. عدم آشنايي معلمان با مفهوم واقعي ارزشيابي مستمر
5. توجه و اهميت بيشتر دادن به ارزشيابي پاياني از طرف معلمان
6. تأكيد و توجه به نتيجه ي كار ( نمره ) به جاي توجه به فرآيند كار هم در مدرسه و هم در خانواده
7. ايجاد جو استرس و اضطراب براي دانش آموزان
8. عدم توجه به فرآيندهاي عالي ذهن مانند تفكر منطقي ، خلاقيت و ...
9. توجه به محفوظات و دانش صرف و انتقال آن
10. عدم سنجش عملكرد واقعي دانش آموز و روش تدريس معلم از طريق نظام فعلي ارزشيابي
11. دلزدگي و فرار از مدرسه
12. توجه به محفوظات به جاي سنجش توانمندي ها
13. استفاده از امتحان به عنوان ابزاري براي رعب و ترس دانش آموزان
14. عدم استفاده از روش هاي فعال و درگير كردن دانش آموز در فرآيند ياددهي -يادگيري
15. عدم باور معلمان و مديران نسبت به تأثير شگرف ارزشيابي مستمر در يادگيري تدريجي
16. استفاده ی ابزاري از ارزشيابي براي نيل به افزايش آمار و درصد قبولي ( برداشت غلط از ارزشيابي مستمر)
راه کارهایی هم که می توان از آنها جهت رفع این آسیب ها و کاستی ها استفاده نمود، بدین قرارند:
1. به كارگيري ارزشيابي در فرآيند ياددهي - يادگيري
2. توجه و اهميت دادن به فرآيند آموزش به جاي نتيجه
3. كم كردن حساسيت نسبت به امتحانات پاياني
4. تشكيل كلاس هاي ضمن خدمت ويژه ی معلمان و ارائه ی آموزش هاي لازم در خصوص ارزشيابي مستمر
5. بازديد مستمر مسئولان و گروه هاي آموزشي از كلاس ها و راهنمايي معلمان و توصيه به آنان به منظور ارزشيابي به صورت مطلوب
6. گسترش فرهنگ ارزشيابي مستمر و اين مفهوم كه ارزشيابي جزئي از فرآيند ياددهي - يادگيري است .
7. استفاده از روش هاي تدريس فعال
8. تقويت خودسنجي و همسال سنجي در دانش آموزان
9. توجيه اوليا در كلاس هاي آموزش خانواده در زمينه ي حذف فرهنگ بيست گرايي
10. تغيير در ملاك هاي ارزيابي از آموخته هاي دانش آموزان
11. توجه به اهداف و موضوعات كتاب و طراحي سؤالات بر اساس هدف آنها
12. توجه به اندازه گيري مهارت هاي يادگيري عملي به جاي اندازه گيري يادگيري هاي تئوري
13. تأليف كتاب ها بر اساس يادگيري فعال
14. استفاده از يافته هاي جديد علمي و ارزشيابي تطبيقي
15. جايگزيني نظام ارزشيابي كيفي به جاي ارزشيابي كمي
16. برگزاري جلسات توجيهي براي مسئولان جهت تغيير نگرش نسبت به انواع ارزشيابي ها
17. حساس نمودن خانواده ها در زمينه ی ارزشيابي مستمر
18. برگزاري جلسات با موضوع ارزشيابي مستمر در مناطق
19. شفاف سازي انواع و اشكال متعدد و متنوع ارزشيابي به خصوص ارزشیابی تكويني و مستمر
20. برپايي جشنواره ی ارزشيابي مستمر در كنار جشنواره ی تدريس معلمان
21. الزامي كردن استفاده از ارزشيابي مستمر و شيوه ها و ابزارهاي آن در مدارس
علاوه بر اینها، وجود موانع و مشکلات در حوزه ی مدیریت نظام آموزشی نیز می تواند تأثیرات فراوانی بر نظام ارزشیابی و به طور کلی بر نظام آموزشی بگذارد. عدم نوآوری و خلاقیت، عدم مشارکت مدیران، عدم برنامه ریزی استراتژیک و فقدان ارزشیابی آموزشی مطلوب از برنامه هایی که اجرا شده اند، از جمله آسیب های موجود در مدیریت نظام آموزشی هستند. در صورتی که این روند ادامه یابد، هزینه های بسیاری به نظام آموزشی تحمیل خواهد شد. در نتیجه مدیران آموزشی باید هر چه سریع تر به چاره اندیشی در این خصوص بپردازند و بحران های موجود را بر طرف نمایند تا از این طریق راه را برای رشد و شکوفایی نظام آموزشی هموار نمایند.
نتیجه گیری
نظام آموزشی یک جامعه نقش زیر بنایی در تحول و توسعه ی یک کشور بر عهده دارد. این امر زمانی محقق می شود که نقاط ضعف و قوت نظام آموزشی شناسایی شوند و مسئولان مربوطه به حفظ نقاط قوت و بر طرف نمودن نقاط ضعف آن مبادرت ورزند.
شناسایی کمبودها و کاستی های هر نظام از جمله نظام آموزشی نیز از راه انجام ارزشیابی های مستمر می تواند صورت گیرد. همان طور که پیش تر ذکر شد، ارزشیابی اشکال متنوعی دارد که باید با توجه به اهداف برنامه ی آموزشی و ویژگی های مخاطبانی که در آن برنامه شرکت دارند، مناسب ترین نوع آن را انتخاب نمود.
به منظور اجرای ارزشیابی باید به جمع آوری اطلاعات لازم و کافی در زمینه ی آن برنامه ی آموزشی یا درسی پرداخت. سپس، ارزشیابی را اجرا نمود و در نهایت نتایج حاصل از ارزشیابی را تجزیه و تحلیل و بر اساس آنها تصمیم گیری کرد و اقدامات لازم را به عمل آورد.
اهمیت ارزشیابی و نقش آن در نظام آموزشی موضوعی است که نیازمند توجه ی زیادی می باشد. در ارتباط با موضوع ارزشیابی تحقیقات بسیاری تاکنون صورت گرفته است، اما با توجه به گسترده بودن دامنه ی ارزشیابی لازم است مطالعات در این زمینه همچنان ادامه یابد تا بدین ترتیب به بهبود نظام آموزشی جامعه و رشد و تعالی آن کمک شود.
منابع
1. بازرگان، عباس. ( 1389 ). ارزشیابی آموزشی، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سمت.
2. حاضری و حداد عادل، علی محمد و غلام علی. ( 1367 ). جامعه شناسی سال چهارم آموزش متوسطه عمومی، تهران: انتشارات وزارت آموزش و پرورش.
3. فیوضات، یحیی. ( 1388 ). مبانی برنامه ریزی آموزشی، چاپ بیست و یکم، تهران: نشر ویرایش.
4. قورچیان، نادر قلی.( _____ ). اصول برنامه ریزی درسی در هزاره ی سوم.
5. کیامنش، علی رضا.( 1367 ). آشنایی با الگوی ارزشیابی CIPP، فصل نامه ی تعلیم و تربیت، شماره ی 13 و 14 .
6. گروه مشاوران یونسکو.( 1388 ). فرایند برنامه ریزی آموزشی، ترجمه ی فریده مشایخ، چاپ بیستم، تهران: انتشارات مدرسه.
7. متوسلی و آهنچیان، محمود و محمد رضا. ( 1386 ). اقتصاد آموزش و پرورش، چاپ دوم، تهران: انتشارات سمت.