هــ ےِ تــــــو ... لعنتــےِ !

هــ ےِ تــــــو ... لعنتــےِ !

ڪاش × نــجابتش × را بــهانــہ رفتنتـــ نـمیڪردےِ ... !

تــا بــا دیدטּ هـر هــرزه اےِ بـہ خــودش نـگویـد :

اگـر مثـل ایـטּ بــودمـ او نـمیرفــﭞ ...!

Love U

I love all the stars

in the sky,

but they are nothing

compared to the ones

in your eyes!

Love U

آرزویم این است ............

آرزویم با تو بودن است .........

اما نه به بهای پا گذاشتن روی آرزوی تو...

آرزویم این است ............

که بخواهی و بمانی.......

نه اینکه بمانی به خواهشم......

پیوندِ کویر و جویبار

تا تب لب های تو می گیرد از من، اختیار

میشوم تسلیمِ آشوبِ دلِ بی بندوبار

خیره ات میمانم ازبس،پینه میبندد نگاه

گاه هم میبویمت ، میبوسمت دیوانه وار

شوق لمست ،بی امان، تکثیر دارد میشود

وقتِ تکرارِ تو، درآئینه های بیقرار

دستپاچه میشوم، ازشیوه ی چشمان تو

میزنم بر خشت خشتِ عشق، مُهر اعتبار

آرزوها در حریمِ باورم گل میکنند

چشم بندی نیست ، پیوندِ کویر و جویبار

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی میخورد؟!

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد

و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم

کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت

اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است

چه اشتبــآهی مغرور شدی...!!!!

کــآش می فهمیدی کهـ "تـــــ ـــــو" از دید من، زیبــآ بودی ...

دیگرآنــ حتی نگـآهت هم نمی کردند و

"تـــــ ــــو" چه اشتبــآهی مغرور شدی...!!!!

دوستی كه فراموشتان نمی كند ...

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم ، اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.تو نیز به من

آموختی چگونه دوستت بدارم ، اما نیاموختی چگونه فراموشت کنم دوستی كه فراموشتان نمی كند ...

مهربانمـــ  اے خوب...

یاد قلـــــــبت باشد؛ 
یک نفر ـهست که این جا 
بین آدمــــ  ـهایـے، که ـهمه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو مـے اندیشد
و کمـے، 
دلش از دورے تو دلگیر است....
مهربانمــ، اے خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر ـهست که چشمش ،
به رـهت دوخته بر در مانده 
و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند، ـهر کجایـے ـهستـے، به سلامت باشـے 
و دلت ـهمواره، محو شادے و تبسمــ باشد...
مهربانمــ، اے خوب! 
یاد قلبت باشد؛
یک نفر ـهست که دنیایش را،
همه ـهستـے و رؤیایش را، به شکوفایـے احساس تو، پیوند زده
و دلش مـے خواهد، لحظه ـها را با تو، به خدا بسپارد....
مهربانمـ، اے خوب!

یک نفر ـهست که با تو 
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانمـ، اے یار، یاد قلبت باشد؛ 
یک نفر ـهست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت، ـهر صبح، گونه سبز اقاقـے ـها را
از ته قلب و دلش مـے بوسد
و دعا مـے کند این بار که تو
را دلـے سبز و پر از آرامش، راهـے خانه خورشید شوے
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبـے فردا برسـے 
یاد قلبت باشد......
مهربانمـــ  اے خوب

قلب عريان

تا وقتي قلب عريان کسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده ....
هيچگاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن ....
قلبت را خالي نگهدار....اگر هم يک روزي خواستي کسي را در قلبت جا دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد ....
به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم .....
زيرا به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز ......
"چارلی چاپلین"

فاحشه....

فاحشه کسی است که در زندگی اش از همخوابگی با

بزغاله نگذشته است! اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج

کند!!!!!!!!!! (صادق هدایت)